بسم الله؛
ساعت نزدیک ده است، هشت ساعتی از شروع تحصن گذشته و عصبی ام که چرا این وبلاگ را زودتر شروع نکرده ام؛
همچنان که دارم این ها را می نویسم، رادیو دارد اخبار تحصن و مصاحبه ی محمدصالح (سخنگوی تحصن) پخش می شود،
توی نمازخانه ی پایانه ی یک نشسته ایم، با بچه های تیم رسانه ای، آن طرف تر حاج سعید قاسمی و حاج آقا سید عباس نبوی با بچه های شورای تحصن گعده کرده اند و حرف می زنند…
بیرون نمازخانه توی فضای بسته پایانه هلال احمر از بچه ها برای غزه خون می گیرد،
بیرون پایانه ها متحصنین لای پتو ها نشسته اند، باید بروم بیرون ببینم چه خبر است تا بیایم بگویم،
باید کمی روایت های تا الآن را جمع کنم و منتشر کنم؛
کمی هم عکس بگیرم …
فعلا برای شروع فکر کنم بس بود.